تبليغاتX
ملودی شهر بارانی

ملودی شهر بارانی

درباره فرهنگ و هنر

"فصیح "داستان جاویدش را خواند

تمام کتاب هایش را منهای چند تای آخری که اصلا از خودش دور شده بود، را خوانده ام. دوستی در همان سالهای انتشار رمان های خوبش مثل "داستان جاوید" و "ثریا در اغماء" و" زمستان ۶۲ "و الی اخر تا" باده ی کهن"،این کتابها را می خرید و  برای من هم حق رفاقت بجا می گذاشت و می داد که بخوانم

  در آن سالها "فصیح" با همین شسته  رفته نویسی اش که به  نثر پاکیزه و کار شده ایی خصلت داشت ما را جلب کتاب هایش می کرد حالا بگیرید داستان هایش جاهایی بسیار به نثر ژورنالیستی پهلو می زد و بنا به امکانات فراوان این گونه نثرِِ  به جذب خواننده تا به لحظه ی آخر دست می یازید

 "داستان جاوید"با تصاویر ی سینمایی و بدیع و منحصر به فرد نشان از هوشمندی او داشت که می خواست به خواننده یاد آوری کند که توانایی او تنها در آن گونه نوشتن نیست

" اسماعیل فصیح" در میان قشر خواننده ی حرفه ای و منتقد هم با این اثر ارج و قرب دید

حتی "عباس معروفی" هم در یکی از دوره های جایزه ی گردون اش  اثری از او را تقدیر کرد که در آن سالها البته در فضای موجود ادبیاتمعاصر اتفاق ویژه ای بود این جایزه

"فصیح" اهل گفتگو نبود و تنها یکبار "علی دهباشی" او را به دام انداخت و گفتگوی مفصلی را با او در نشریه "بخارا" منتشر کرد.

چند سال پیش" فصیح "بیمار شد و در بیمارستان شرکت نفت! بستری شد و دوباره به خانه برگشت و اما این بار بخت با او یار نبود و دیده ازجهان فروبست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط پیمان برنجی   |