تبليغاتX
ملودی شهر بارانی

ملودی شهر بارانی

درباره فرهنگ و هنر

یادداشت زیر را در جواب ندای مدیرمسوول نشریه ی محلی "گیله وا"ی گیلان برای 100 مین شماره ی نشریه اش نوشتم که چندی پیش منتشر شد:

 گیله وا را درک کنیم

 

۱. چرا اصرار داریم که رویکرد نشریه" گیله وا "به گیلکی نویسی را کم یا اصلا حذف نماییم؟

این خواسته ی تعداد قابل توجهی از منتقدان است , اما این منصفانه نیست وبا عینک بهانه گیری به گردانندگان نشریه تاخته ایم.

مروت نیست که بخاطر چاپ تنها پنج صفحه از چهل و هشت صفحه ی کل مجله که به گیلکی نوشته می شود تازیانه بدست بگیریم .

 میشود این چراغ  در حال احتضار را به هر سعی یی حفظ کرد و روشن نگاه داشت. گیلکی نویسی را می گویم.

مگر کجای قافیه را تنگ می کند؟

میان این همه احاطه ی وسایل ارتباط جمعی که در بند بند لحظات روزانه هایمان رخنه کرده است.

پنج صفحه گیلکی چاپ کردن آنهم شعر و داستان جای ستایش دارد و نه مزمت!

شاید دلیل ماندگاری" گیله وا "آنهم در یکصد شماره ,همین اصرار به حضور همیشگی این بخش باشد. کسی ضمانت می کند که اگر این شیوه تغییر یابد  مخاطب ریزش نکند؟

۲.آرشیوی غنی از فرهنگ و سنن گیلانی در یکصد شماره ی گیله وا حفظ شده است ,هر چند که بسیاری از آن گفتگوهای زنده و چهره به چهره مثلا از جنس گفتگو با" بهمن محصص" جایش درگیله وای این سالها خیلی کم بوده است.

با شیوه ی گفتگوی کتبی درنشریه ای که در سال هشتاد و هفت خورشیدی منتشر می شود نمی توان مخاطبی که مثلا اینترنت را درک کرده و می داند پدیده ی منحصر بفردیست که در هر ثانیه اش بیش از میلیون ها کلمه نوشته می شود را حفظ کرد.اگر بخواهد هم نمیشود؛ آخر در پس سرعت داده های ی این پدیده ,شیوه ها نیزهرلحظه تغییر میکند.

نسیم روزنامه نگاری جدید ایران که پس از خرداد هفتاد و شش بربدنه ی روزنامه نگاری سنتی کشوردمیده شدبه چهار دیواری گیله وا نتوانست نفوذ کند واین نشریه کماکان به شیوه ی مالوف خود می آراید و کالای فرهنگی خود را بسته بندی میکند.

اما خیلی از نرم های روزنامه نگاری از پوسته همیشگی خود بیرون آمده و هر بار در لباسی تازه ظاهر میشوند و نمی توان در برابر این تغییر، مخاطب  عادت کرده به تغییر را همیشه راضی نگاه داشت و شیوه ی خود پی گرفت. سرعت داده ها بیداد میکند!

۳.جوان و جوان و جوان... گیله وا از فقر حضورنسل جدید روزنامه نگاری رنج می برد, هرچند که برای نگارنده هنوز سرمقاله های مدیر مسوول کلاس درسی است که هر بار یاد آوری می کند که دود هنوز از کنده بلند می شود!

تجارب گرانقدرمدیر مسوول" گیله وا" که پیشکسوت مطبوعات گیلان است پس از جاودان یاد "محمد تقی صالحپور" ,نیاز به بازوهایی دارد جوان وکاربلد که هر لحظه این تجارب را به روز کنند.تجربه ای که صد شماره توانسته خود را سرپا نگه دارد در برابر طوفان ها و باران های سیل آسا ...

 تجاربی که گاه در مقام پاسخ گویی با موجز ترین کلمات و گزیده گویی ,  مخاطب را نهیب میزند که همه ی انتقادها و حرف و حدیث ها بسیار خوب ازسوی مدیر مسوول نشریه شنیده و خوانده می شود.

۴.راستی نشریه ای ماهیانه در این دیار داشته ایم که به یکصد رسیده باشد؟

۵.مقدورات" گیله وا" را درک کنیم و سقف انتظاراتمان را از یکصدو یکمین شماره اش  بالا ببریم که هر پدیده ای برای پوست انداختن نیاز به باور دارد و مدیر مسوول" گیله وا "این پتانسیل را دارد که انقلاب که نه بلکه رفرمی را در نشریه ی ما ایجاد کند.

گیله وا متعلق به همه ی ما گیلانی هاست و این انکار ندارد.

وسایه اش همیشه مستدام بماند.

 

                                                                                                  تابستان هشتادوهفت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط پیمان برنجی   |